شاید فردا...

متن مرتبط با «تهران من از تو هیچ نمیخواهم» در سایت شاید فردا... نوشته شده است

تهران من ...

  • نیلوبلاگ

    رفتنم به تهران طلسم شده انگار منی که حداقل ماهی سه چهار روزم در پایتخت سپری میشده ...الان چهار ماهه نتونستم برنامه هامو ردیف کنم و برم .. . منی که نفسم توو آپارتمان میگیره الان دلم برا همون آپارتمان نقلیمون تنگ شده ... برای تئاتر شهر و پیاده روی هام از چهار راه ولیعصر تا انقلاب ... شبهای بلوار کشاورز ... صبحهای جمعه تجریش و بازار عشقش با ترشی هاش... کافه گرامافون لعنتی.... قهوه خونه آذربایجان که یکی از بهترین شبهای زندگی ام اونجا گذشت xa0... سینما رفتنها و کل کل هام با برادرم ...xa0 xa0 تهران م...

    ادامه مطلب
  • تولد ناخوانده ...

  • نیلوبلاگ

    دیشب هم مثل هر شب دیگه دیر خوابم برد... پروسه رفتن به تختخواب تا خود خواب برای من 2 ساعتی طول میکشه... تبلت به دست صفحات محبوبم رو زیر و رو میکنم ...انقدر میخونم تا چشمهام سنگین بشه ...xa0 صبح با صدای دینگ دینگ موبایلم از خواب بیدار شدم... اهمیتی ندادم ...حتما پیامک تبلیغاتیه ... یه کش و قوسی به تنم میدم و دوباره چشمهامو میبندم یه نیم ساعتی وقت دارم هنوزxa0 دوباره ... دوباره کنجکاو میشم ... گوشی رو بر میدارم ...پیامهای تبریک ...از بانکهای مختلف خلاصه اش میشه این خانم " فریدا " تولدتون مبارک چند ...

    ادامه مطلب
  • امروز من..

  • نیلوبلاگ

    خسته و کوفته رسیدم خونه.. یه روز کاری وحشتناک ... یا داد زدیم .. یا داد و فریاد شنیدیم البته بیشتر ما ... میگم چرا بعد بیست روز امروزو فردا کردن چکتون پاس نمیشه ... خرج شده مردم علاف شما که نیستن برگشته میگه خانوم برو نماز شکر بخون شاید بتونم پنج روز دیگه پاس کنم.. آتیش گرفتم... خب آتیش هم میسوزونه دیگه ... ولی کیف کردم ... بدجور سوخت .. دلم خنک شد سر ساعت یک چک پاس شد.. # یکی از مشتریها برای رفع مغایرت حساب اومده بود xa0لپ تاپ به بغل حدودا" سی ساله مجبور شدیم کمی نزدیکتر از حد معمول بشینیم بوی ...

    ادامه مطلب